نه دوباره وصل کن
Non riattaccare
یکی از شبهای بینام قرنطینه است که زنگ تلفن ایرنه به صدا در میآید. پیرось، همسر سابق او، در کنار خود دیوانه میشود و کلمات سردرگم او پیشنهاد اقدام ناامیدانهای میدهد. ایرنه باید سفر کند به شهری شبحزده بدون اینکه گوشی را قطع کند، با امیدِ رسیدن به او به موقع.