خط داستانی
هرونا به منطقه اوکایاما سفر میکند، جایی که مادربزرگش از او میخواهد تا برای هدیهای انگور شهرهٔ الکساندیا بیاورد. هرونا کیف پولش را گم میکند و فقط توانایی خرید دو «ریکو نو هجو» را دارد. هنگامی که به هونکایدو برمیگردد، به دنبال کار در میناموتو کیتچوآن میگردد، شرکت تولیدکنندهٔ انگورهای محبوب مادربزرگش. او شغل میگیرد و به مزرعههای تاکستانها فرستاده میشود. در آنجا با یاشیکی تاتسویا آشنا میشود که تمامی جزئیات کاشت انگور را به او میآموزد. بعدها خواهر هرونا از او میخواهد به هونکایدو برگردد. اما سیلابها تاکستانها را در گل و لای غرق میکند و هرونا تصمیم میگیرد بماند تا آنها را نجات دهد.