وعدهٔ با شرف
Word of Honour
در شامگاهی، نویسنده پسری را که در پارک گریه میکند ملاقات میکند و به او میگوید که در حین بازی به نگهبانی از انبار باروتسوگند وفاداری داده و سخت نمیتواند محل پستش را ترک کند. نویسنده به پسر قول میدهد راهی با شرافت برای خروج از وضعیت بیابد.