مردمان فقیر
الناس الغلابة
صابر در سینما کار میکند و در محلهای قدیمی زندگی میکند و محبت با وردا را مینگارد خالهٔ او سلطان اموالش را به طلا بدل میکند و در صندوق خانهاش نگه میدارد اما همسرش نقشهای ناخوشایند برای او دارد