خط داستانی
در شهر زمردی، دو خواهر به همپیوسته، رقصنده های کاباره لگیایا و سرافین از بعد به بعد سفر میکنند و از دیدگاه یک مادر جادوگر که سرنوشتشان را بافته است زندگی می گذرند. از خلال گردش های آنان و رویاهای شکسته موجودی سایه مانند جادوگر و هیولای رازآلود شکل می گیرد که نمایندگان اشتیاق و طمع هستند. قصه ای توهمی با تلخی ابسنت، این فیلم دگردیسی را از طریق سفری حسی و زاده رویا میخواند. داستانی ترسیمی از دوگانه بودن با هم، جایی که جسم ها تقسیم می شوند، به یکدیگر میپیوندند و دروازه هایی به جهانهای دیگر میشوند