گناه
The Sin
رِشُو و سه دوستش به غاری میروند تا پرندگانی را شکار کنند که محلیها آن را سَد دار میدانند. رشُو برای موه، دوست کمبیحوصله و سادهلوح، لطیفهای میگوید که او را میترساند و در غار از خواب بیدار نمیشود. وقتی به روستا بازمیگردند خبر از حضور ارواح شیطانی میپیچد. در حالی که شیخ دعا برای رهاسازی روح مو از دست شیطانها، رشُو با وجدان گنهکار دچار دردی میشود که نمیتواند آن را فاش کند و او را به لبهٔ مرگ میرساند