لوچو
Lluchu
خوان در کوچههای خلوت قدم میزند و به دوستش که به او علاقهمند است فکر میکند، اما میداند که هرگز با او نخواهد بود. تا اینکه با ساراهی، یک زن تراجنسیتی روسپی، ملاقات میکند و در آنجا پناهگاهی مییابد، جرقهی محبتی در شب بیهدفش.