بازی تخیّل
Imagination Game
مایکیو هیامی برای یک شرکت بزرگ زحمت میکشد و مجرد است. او رازی دارد که نمیتواند به هیچکس بگوید. راز او این است که در وبسایتی شناخته میشود که بر روی خیابان زیرپوش پنهان است و با ارائهی سرنخها دربارهٔ محل آن شهرت دارد و او به عنوان الههٔ کاریزماتیک شناخته میشود. یک روز با آویی آشنا میشود که در پارک میخوابد. آویی وبلاگ «سایت انتقام شوهر» را اداره میکند.