خط داستانی
ویل مور با قایق به یک "جزیره مدیترانهای واقعی" میرسد و توسط "هزاران دختر چینی" استقبال میشود که او را به مکان خود میبرند و داستانی درباره "خود" او را تعریف میکنند که باید بلافاصله به دنبالش برود. بدین ترتیب او به یک "کاخ شگفتانگیز" میرسد، جایی که با یک اودالیسک هرمافرودیت ملاقات میکند که تصویر دیگری از خود او را تجسم میکند و داستانی جدید و حتی شگفتانگیزتر را به او پیشنهاد میدهد.