آرتمیسیا
Artemisia
ارگِش کوچک میخواهد به پدر بزرگ بیمارش در خرید داروی گرانقیمت کمک کند. برای به دست آوردن پول لازم، او و پسرِ شهروندی به نام اُماش برگ میگیرند تا مِرهسِک را جمعآوری کنند تا به داروخانه تحویل دهند.