خط داستانی
یوتو یوکودرا پسری مدرسهای است که نمیتواند احساسات واقعیاش را آزادانه ابراز کند. پس از شنیدن درباره گربه سنگی که آرزو برآور است، تصمیم میگیرد به قربانی کردن نقابش بپردازد تا آن را از دست بدهد؛ اما با تسوکیسو آشنا میشود که دوست دارد با احساساتش کمتر ابراز کند تا بالغتر به نظر برسد. شایعات درباره برآوردهکنندهی آرزوها نشان میدهد که واقعاً نتیجه بدهد؛ نقاب یوتو را به همکلاسی که بیشتر به آن نیاز دارد منتقل میکند و این کار برای تسوکیسو نمایش هر چه کمتر احساسات را دشوار میکند. دو نفر در یک مسیر برای یافتن راه حلی مشترک به هم میپیوندند.