خط داستانی
داستان جوانی به نام عمر از روستای داگستانی نوولاتسکویه است که والدینش او را با دختری از خانوادهای بسیار خوب نامزد کردهاند. برای فرار از ازدواج، عمر ادعا میکند که در Gazprom کار میکند و برای مسکو میرود. در ایستگاه، عمر با تاکسیسای اوّلگ آشنا میشود و از آن لحظه به بعد ماجراهای تراژدی-کمدی او در شهر بزرگ آغاز میشود.