خط داستانی
تویا سِنجی بیاستعداد است. او همه چیز را امتحان کرده اما هر چه قدر هم تلاش کند، در هیچ چیزی به خوبی موفق نمیشود. سپس با هیاتو ملاقات میکند، قهرمان کُندُی و... محافظ بشریت؟ او از ریشهٔ تناسخ برای بهرهگیری از تواناییهای زندگیهای پیشین خود استفاده میکند، اما این کار فقط وقتی کار میکند که به گلوش خود خنثیسازی کند. و حالا میخواهد تویا هم به او بپیوندد؟