خط داستانی
خواهرزادههای سم و مینّا و مادرشان ایوا به سواحل ارکید میآیند تا در زیر آفتاب به همراه خاله آنیا و خواهرزادهشان بیانکا شاهد تعطیلات کریسمس باشند. این اولین بار پس از درگذشت پدرشان است که خواهرزادهها دوباره به سواحل قدیمی که او دیوانهوار دوست داشت، برمیگردند و همزمان هم زیبا و هم غمگین است که آنجا هستند. این قول میدهد یک کریسمس هیجانانگیز باشد وقتی ماسکی رمزآلود و تکههای قدیمی چوب از کشتی غرقشده به ساحل هتل که آنها در آن زندگی میکنند، میرسد.