خط داستانی
پس از طلاقی تلخ که به واسطه فشار خانواده و دستکاری عاطفی رقم خورد، وکیل موفق راچلپات و وارث نسل زِد جوان شجاع پیراچا هیچ علاقهای به هم ندارند. اما وقتی فرصتی پر از ریسک در حوزه کسبوکار آنها را ناچار میکند تا بهعنوان زوجی خوشبخت و متأهل ظاهر شوند، عشقهای سابق زیر همان سقف دوباره به هم میرسند.
در حالی که در تلاشاند تا توهم را حفظ کنند، احساسات حلنشده و خاطرات دردناک دوباره به سطح میآیند. در این میان، مادر کنترلگر راچلپات، جینگکامول، مصمم است تا پیراچا را با هر قیمتی از خانواده دور نگه دارد. در میان فریب، غرور و اشتیاق باقیمانده، طلاقزدگان در دام میان عشقی که روزگاری با هم داشتند و زخمهایی که هرگز درمان نکردهاند گرفتار میشوند.