خط داستانی
در محل قتل پدرش، ایلای کینگ کریستالی اسرارآمیز پیدا میکند که مجموعهای از قدرتهای ویژه را به او میبخشد. در حالی که سعی میکند با مرگ پدرش کنار بیاید و مردانی را که مسئول آن هستند پیدا کند، ایل باید با قدرتهای کریستال نیز سازگار شود و بدنبال مسیر زندگیاش را به طرز ماندگاری تغییر دهد. آنچه ایل نمیداند این است که مردانی که او در جستجویشان است، کریستالهای خود را دارند و برای براورده ساختن پیشگویی کهن و مخرب، به سنگ ایل نیاز دارند که جان میلیونها انسان را تهدید میکند. و در میان همه اینها، بهترین دوست ایل، کِی، و عشق زندگیاش، مایا، هم درگیر ماجرا هستند.