خط داستانی
جون گیل فقط یک انسان عادی است. اما وقتی رویا میبیند، اوضاع فرق میکند و خاص میشود. او در رویاهایش مرگی را میبیند که هنوز اتفاق نیفتاده اما حتماً روزی رخ خواهد داد. روزی، زنی از رویاهایش درست جلوی چشمش ظاهر میشود. او را در رویاهایش میبیند که میمیرد. به خاطر دلیلی، به نظر میرسد نمیتواند از او جدا شود اما هر چه بیشتر در عشق با او فرو میرود، بیشتر و بیشتر عاشقش میشود.