Storyline
تابستان است. برای فرار از یک تعطیلات دوساله در جنگل باواریای همراه با دوستدخترش هانا و خانوادهٔ او، دانیل قول میدهد خانهای ساده را در جزیرهٔ تفریحی برای شرکت پدرش بازسازی کند. با این بهانه، دانیل و بهترین دوستش مارک به هر کاری دست میزنند تا شب خوشی داشته باشند. اما وقتی هانا به طور ناگهانی به آنها سر میزند و دروغ دانیل با او رو به رو میشود، حال و هوای مهمانیشان رو به توندی میرود. برای پس گرفتن دوستدخترش، دانیل هر چه در کتاب هست انجام میدهد.